هرگز ازمرگ نهراسیده ام اگرچه دستانش ازابتذال شکننده تربود...هراس من باری از مردن درسرزمینی است که مزدگورکن از آزادی آدمی افزون باشد....... احمد شاملو پارادوکس
پارادوکس
تیر 1384
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
آرشیو

الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 5 اردیبهشت ماه سال 1384
سلام..شرمنده از اینکه در این مدت نتوانستم به روز شوم.گرفتار همان اتفاقهای افتد ودانی بودم...با این وجود خوبیش این است که الان در خدمت دوستان نازنینی هستم که برای من هم همین مهمترین اصل است.آمدم گرچه چیزی در چنته ندارم ازخود.. سوغاتی سال جدید را برایتان شعری گیرا از آقای عمید صادقی نسب دارم

 برای من

وبرای ادامه زندگی
 
هیچ چیز خاصی لازم نیست.

اتاقی کوچک

مقداری کتاب

کمی طناب

 ویک دوست خوب خوب خوب

 که  به موقع

چار پایه را از زیر پایم بکشد

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 13885


Powered by BlogSky.com


شناسنامه کامل من...
لینک سایتها ووبلاگهای برگزیده


کارگاه شعروقصه
کتاب کوچه
شاهرگ
پندار
درج
دوات
کلاغ
شعر معاصر افغانستان
آوای آزاد
مجله فروغ
عباس معروفی
حمیراطاری
مریم هوله
داریوش آشوری
oxin
حسین گرجی
غزل پست مدرن
قابیل
ماندگار
ساراشعر
باغ شعر

عناوین آخرین یادداشت ها